روانشناسی رنگ و تاثیر و اهمیت آنها در برندهای مختلف

روانشناسی رنگ و تاثیر و اهمیت آنها در برندهای مختلف

روانشناسی رنگ و تاثیر و اهمیت آنها در برندهای مختلف

تاثیر رنگ ها در مخاطب به قدری زیاد است که تمامی برندها در تلاش برای رعایت اصول روانشناختی آن در طراحی آرم تجاری خود هستند. درواقع شما می توانید با استفاده از رنگ های درست، تاثیر پیام و اقدامات خود را افزایش دهید. بدون شک به هر میزانی که ارتباط بیش تری میان عناصر اقدامات شما برقرار باشد، به همان میزان شانس موفقیت شما نیز افزایش پیدا خواهد کرد.
در این راستا محققان به ۱۰ رنگ مهم و پرکاربرد در بین برندهای مختلف، دست پیدا کرده اند که در ادامه به بررسی آن ها همراه با چندین مثال از برندهای محبوب، خواهیم پرداخت.

قرمز

قرمز به خوبی حس هیجان را در افراد تشدید می نماید. همچنین دارای معنایی نظیر خشم و قدرت نیز است. در این رابطه تحقیقات نشان می دهد با توجه به طبع گرم این رنگ و ویژگی هایی که بیان شد، رنگ قرمز باعث افزایش تعداد ضربان قلب و فشار خون می شود که امروزه مورد استفاده بسیاری در شرکت های مختلف قرار می گیرد.
برترین برندهایی که از این رنگ استفاده می کنند:

۱-کوکاکولا

کوکاکولا را باید شناخته شده ترین برند تولیدکننده نوشیدنی دانست که به علت موفقیت بسیار بالای خود، به عنوان یکی از نمادهای فرهنگی آمریکا تلقی می شود. جالب است بدانید که این برند به قدری در زمینه بازاریابی موفق بوده است که امروزه نام کوکاکولا دومین واژه شناخته شده در زبان انگلیسی است. در رابطه با علت انتخاب این رنگ، باید دو نکته را مورد توجه قرار داد، نخست این که همواره قرمز افراد را تحت تاثیر قرار داده و ترکیب آن با رنگ سفید، به نوعی یادآور بابانوئل است که در تبلیغات این برند مورد استفاده جدی قرار می گیرد.

۲-تارگت

تارگت را باید دومین خرده فروشی بزرگ جهان (پس از والمارت) دانست که جزو ۵۰ برند برتر جهان محسوب می شود. علت انتخاب رنگ قرمز از سوی این برند را باید در تلاش برای رقابت با برند والمارت دانست. درواقع این برند از رنگ آبی استفاده کرده است که به عنوان محبوب ترین رنگ در جهان محسوب می شود. به همین خاطر نیز آن ها از رنگی درست نقطه مقابل آن استفاده کرده اند تا به صورت جدی بتوانند خود را از رقیب اصلی، متمایز سازند.
مطلب مرتبط: روان شناسی رنگ ها در بازاریابی و برندسازی

۳-ودافون

بزرگ ترین شرکت ارتباطی جهان، از رنگ قرمز برای نشان دادن خونگرمی و قدرت خود استفاده کرده است. درواقع با توجه به نوع کسب وکار این شرکت که بر پایه ارتباطات بنا شده است، انتخاب رنگ اصلی در طیف رنگ های گرم، بهترین گزینه ممکن محسوب می شود. همین امر باعث شده تا تمامی منتقدان و صاحب نظران حوزه طراحی برند، این انتخاب را تحسین کنند. نوع طراحی لوگو آن نیز به نحوی است که علامت صحبت کردن را به نمایش می گذارد که به خوبی بیانگر ارتباط بسیار بالای تمامی بخش های آن با یکدیگر است.

نارنجی

رنگ نارنجی با توجه به ترکیبی بودن آن از دو رنگ قرمز و زرد، آرامش بیش تری را به مخاطب خود القا می کند که خود باعث می شود تا افراد در مواجهه با آن به نوعی آرامش همراه با امیدواری و سرگرمی دست پیدا کنند. درواقع نارنجی را باید سرزنده ترین رنگ موجود دانست که امروزه بسیاری از شرکت ها اتاق فکر خود را به این رنگ در می آورند تا به افزایش خلاقیت در افراد کمک کند.
برترین برندهایی که از این رنگ استفاده می کنند:

۱-اورنج

این شرکت مخابراتی فرانسوی، در چندین گزینه نظیر خدمات تلفن همراه و اینترنت فعالیت دارد. علت استفاده از این رنگ نیز به علت نام این شرکت(پرتقال) است که باعث شد تا از رنگ این میوه استفاده کنند تا مخاطب ارتباط و هماهنگی بهتری را حس کند. همچنین با توجه به این امر که شرکت مادر برند اورنج از ترکیب دو رنگ نارنجی و قرمز استفاده کرده است، این انتخاب به خوبی زیرمجموعه بودن آن ها را با بزرگترین شرکت مخابراتی کشور فرانسه، یادآور می شود.

۲-هم دیپات

این شرکت یک فروشگاه زنجیره ای محسوب می شود که با توجه به ویژگی های رنگ نارنجی و قدرت این رنگ برای القای مفاهیم امیدواری، خلاقیت و آسودگی خیال از این رنگ به صورت کامل و با طرحی جذاب استفاده کرده است. جالب است بدانید که موارد استفاده از این رنگ توسط شرکت هم دیپات، تنها شامل مورد ذکر شده نبوده و آن ها تقریبا در همه جا (طراحی فروشگاه و نامه نگاری ها) از این رنگ استفاده می کنند.

۳-ایزی گروپ

این برند را باید یک شرکت هلدینگ دانست که در چندین زمینه مختلف نظیر خطوط هواپیمایی، هتلداری و… فعالیت می کند. آن ها نیز از این رنگ برای القای هرچه بیش تر هیجان مسافرت در کنار آسایش خیال، استفاده می کنند. درواقع این رنگ نه تنها در لوگو آن ها، بلکه در تمامی وسایل نقلیه و امکانات رفاهی نیز مورد استفاده قرار می گیرد.

زرد
زرد را باید رنگی شاد و بیانگر مفهوم هشدار تلقی کرد. به همین خاطر نیز از آن در چراغ های راهنما استفاده می کنند. همچنین با توجه به همرنگی آن با خورشید و طلا، همواره این رنگ جذابیت بالایی را برای همگان به همراه دارد. همچنین نتایج آمارها و تحقیات نشان می دهد که این رنگ در مقایسه با سایرین، زودتر نگاه ها را متوجه خود خواهد ساخت.
برترین برندهایی که از این رنگ استفاده می کنند:

۱-کاترپیلار

این شرکت که به طور اختصار تحت عنوان کت(CAT) شناخته می شود، به صورت تخصصی در زمینه تولید ماشین آلات سنگین فعالیت دارد. جالب است بدانید که مدیر این شرکت، نخستین فردی بود که ایده امکان حرکت کردن وسایل سنگین را پیاده کرد که تحولی را در این عرصه ایجاد کرد. با توجه به این امر که نیاز است تا این گونه وسایل سریعا شناسایی شوند تا خطری را برای فردی به همراه نداشته باشد، امروزه این شرکت در حوزه های دیگری نظیر پوشاک نیز فعالیت هایی را آغاز کرده است که همگان محصولات آن ها را به خاطر استحکام فوق العاده می شناسند. با این حال با توجه به این امر که از این رنگ برای برند خودروها نیز استفاده می شود، معمولا با تحلیل و نابودی زودهنگام در مقایسه با سایر رنگ ها، مواجه شده که از جمله ضعف های آن که به علت استفاده نادرست است، تلقی می شود. با این حال با توجه به پیشگام بودن این شرکت در عرصه خود، عملا این رنگ به هویت جهانی برند کت تبدیل شده است. به همین خاطر این ضعف بزرگ چندان به چشم نمی آید.

۲-جی سی بی

این شرکت نیز در زمینه تولید لوازم آلات صنعتی و ماشین های سنگین فعالیت دارد. با توجه به خطرآمیز بودن این وسایل، استفاده از رنگ زرد به طور هوشمندانه ای توسط این شرکت مورد استفاده قرار گرفته است تا افراد در کم ترین زمان بتوانند آن را تشخیص داده و احتمال بروز خطر کاهش پیدا کند.

سبز
سبز رنگ طبیعت، تولد، ثبات و استقامت محسوب می شود. همچنین سبز تنها رنگی حساب می شود که چشم را خسته نخواهد کرد. به علت این امر که معمولا مکان های سرسبز را دارای امکانات رفاهی تلقی می کنند، این رنگ به خوبی مفهوم آرامش و رفاه را نیز منتقل می سازد.
برترین برندهایی که از این رنگ استفاده می کنند:
۱- جان دیر

جان دیر، بزرگترین شرکت تولیدکننده ماشین آلات کشاورزی است. با توجه به پیوند رنگ سبز با کشاورزی و همچنین تلاش برای ایجاد تمایز با شرکت های دیگر نظیر CAT، جان دیر از همان ابتدا رنگ سبز را برای آرم تجاری و بدنه خودروهای خود استفاده کرده است. همچنین این رنگ با توجه به هم رنگی با محیط، کم تر دچار فرسودگی و کثیفی می شود که خود از دیگر مزیت های آن است.

۲-هارودز

این شرکت یک خرده فروشی است که دفتر اصلی آن در شهر لندن واقع شده است. با توجه به این امر که این شرکت تنها اجناس لوکس و باکیفیت را به فروش می رساند، بدون شک رنگ سبز با توجه به این امر که رفاه را یادآوری می کند، بهترین گزینه موجود بوده است.

۳-استارباکس

این برند بزرگترین شرکت تولیدکننده قهوه در جهان محسوب می شود. علت استفاده از رنگ سبز توسط این شرکت را باید در ابتدا به خاطر دانشگاه سان فرانسیسکو دانست. این مکان نخستین جایی بوده است که سه موسس آن، با یکدیگر آشنا شده و به دنبال تحقق ایده خود رفته اند. با توجه به رنگ سبز به کار رفته در لوگو این دانشگاه، استارباکس نیز اولویت خود را بر روی استفاده از آن قرار داده است. با این حال این امر تنها دلیل انتخاب آن ها نبوده و بار معنایی این رنگ نیز با نوع کسب وکار آنها ارتباط لازم را داشته است.

آبی
این رنگ پایه طیف سرد محسوب می شود که آرامش و اطمینان را منتقل می سازد. به همین خاطر مورد استفاده جهانی موسساتی قرار می گیرد که نیاز به جلب اطمینان مخاطب خود دارند.
مطلب مرتبط: نقش رنگ ها در طراحی لوگو
برترین برندهایی که از این رنگ استفاده می کنند:
۱-ان اچ اس

این شرکت یک سرویس سلامت همگانی است که در کشورهایی نظیر انگلستان، اسکاتلند و ولز فعالیت دارد. نکته جالب این شرکت این است که بودجه آن برخلاف سایر شرکت ها از مالیات مردم تامین می شود. این شرکت به خوبی با توجه به نیاز خود در ایجاد حس اعتماد در افراد، از رنگ آبی برای لوگو برند خود استفاده کرده است.

۲- تیفانی اند کو

این شرکت در زمینه طراحی، ساخت و فروش جواهرآلات فعالیت دارد. اگرچه رنگ آبی به مانند رنگ قرمز، مورد استفاده برندهای متعددی قرار گرفته است. با این حال این شرکت با انتخاب آبی فیروزه ای، موفق شده است تا تمایزی جذاب را برای خود ایجاد کند. علت انتخاب این رنگ نیز به این خاطر است که شرکت تیفانی اند کو در تلاش برای جلب اعتماد و آسایش خریداران خود نسبت به کیفیت محصولات بوده است.

۳-فیس بوک

فیس بوک نخستین و پرکاربرترین شبکه اجتماعی جهان محسوب می شود که موفق شده است تا به کاربران میلیاردی دست پیدا کند. علت استفاده از این رنگ نیز داستان جالبی دارد و به خاطر نوع نادر کوررنگی مالک آن آقای مارک زاکربرگ است که تنها رنگ آبی را می تواند به خوبی ببیند. همچنین این امر که افراد در شبکه های اجتماعی با مسئله امنیت اطلاعات شخصی مواجه هستند، این رنگ گزینه کاملا مناسبی محسوب می شود.

بنفش

بنفش رنگی کم کاربرد محسوب می شود که این خود تمایزی جدی را با سایرین ایجاد کرده است. همچنین بنفش را همواره رنگی احساسی تلقی می کنند. جالب است بدانید که بنفش رنگ سال نیز محسوب شده و همین امر به جذابیت آن می افزاید. همچنین این رنگ را سلطنتی و نشانه تکامل نیز محسوب می کنند.
برترین برندی که از این رنگ استفاده می کنند:

۱- کدبریز

این شرکت شکلات سازی از این رنگ برای تحت تاثیر قرار دادن احساسات افراد و همچنین افزایش لوکس بودن محصول خود استفاده کرده است. با توجه به این امر که این رنگ مورد استفاده کمی قرار گرفته است، امروزه همگان با مشاهده رنگ بنفش، به یاد این شرکت می افتند که خود یک مزیت بزرگ محسوب می شود.

قهوه ای

با توجه به نزدیکی این رنگ به خاک، معمولا آن را نشانه صداقت و صمیمیت می دانند. به همین خاطر به مانند رنگ سبز مورد استفاده جدی برندهایی است که در زمینه کشاورزی فعالیت دارند. همچنین قهوه ای به خوبی کثیفی را پنهان می کند که این خود برای برندهایی که در زمینه حمل و نقل فعالیت دارند، بهترین گزینه محسوب می شود.
برترین برندی که از این رنگ استفاده می کنند:
۱-یو پی اس

این شرکت در زمینه حمل و نقل فعالیت دارد. علت انتخاب رنگ قهوه ای نیز به این خاطر بوده است که کم تر کثیفی را در بدنه خودرو نشان داده و ترکیب آن با رنگ طلایی، به افزایش جذابیت برند و وسایل نقلیه این شرکت کمک کرده است.

صورتی
صورتی نیز از دیگر رنگ هایی است که در فضای کسب وکار بسیار کم مورد استفاده قرار گرفته است. با این حال این رنگ جذابیت بالایی را خصوضا برای جنس مونث داشته و به همین خاطر گزینه ای مطلوب برای کسب وکارهایی که جامعه هدف آن ها بانوان است، محسوب می شود.
برترین برندی که از این رنگ استفاده می کنند:
۱-تی -موبایل

این شرکت درواقع یکی از زیرشاخه های تلکام محسوب می شود که در زمینه خدمات تلفن همراه فعالیت دارد. انتخاب رنگ صورتی از جانب این شرکت به این خاطر بوده است که آن ها در تلاش برای جلب نگاه بانوان به عنوان بخش اعظمی از مشتریان خود، بوده اند. همچنین این رنگ را نباید صرفا برای بانوان دانست و به صورت کل حس جوانی و لذت را نیز در بر می گیرد.

مشکی
مشکی یک رنگ کلاسیک، جدی و کاملا رسمی محسوب می شود. معمولا نیز محصولات لوکس و گران قیمت، از این رنگ در طراحی های خود استفاده می کنند.
برترین برندی که از این رنگ استفاده می کنند:
۱-هتل شکلات

هتل شکلات نام یک فروشگاه زنجیره ای است که تنها محصول آن انواع مختلف شکلات است. این برد لوکس کار خود را از سال ۲۰۰۴ آغاز کرده و در حال حاضر بیش از ۱۰۰ شعبه در سراسر جهان دارد. امکان مشاهده و خرید اینترنتی در کنار دستور العمل پخت هر یک، از دیگر جذابیت های این فروشگاه محسوب می شود. علت انتخاب رنگ مشکلی از سوی این شرکت نیز برای لوکس کردن هرچه بیش تر محصولات خود و اصالت بخشی به آن بوده است که انتخابی کاملا هوشمندانه محسوب می شود. جالب است بدانید که در پشت زمینه مشکلی لوگوی این برند، نوشته های سفیدی وجود دارد که خود دو تضاد جالب را ایجاد کرده و به جذابیت هرچه بیش تر آن کمک کرده است.

سفید
رنگ سفید نماد خلوص، پاکی و نقطه کمال است که امروزه بیش تر مورد استفاده برندهای لبنی و بهداشتی قرار گرفته است. همچنین این رنگ برای نشان دادن سادگی در محصولات پیشرفته نیز کاربرد دارد.
برترین برندی که از این رنگ استفاده می کنند:

۱-اپل

با نگاهی به برند اپل به این نکته پی می برید که نه تنها لوگو این شرکت، بلکه تمامی لوازم جانبی آن نیز به رنگ سفید است. این انتخاب به نظر جانی ایو(نایب رئیس بخش طراحی صنعتی اپل) بوده و وی علت این امر را تلاش برای نشان دادن سادگی در کنار کیفیت و خلوص این شرکت در کار خود، عنوان کرده است.

منبع: فرصت امروز

۲۰ حرفی که نباید به طراح گرافیک گفت، ولی احتمالا می‌گویید

20 حرفی که نباید به طراح گرافیک گفت، ولی احتمالا می‌گویید

20 حرفی که نباید به طراح گرافیک گفت، ولی احتمالا می‌گویید

طراحی در دفترِ کار گاهی سخت می‌شود. این را می‌دانیم، چون از طراحان پرسیده‌ایم.

بله می‌دانم. گاهی ارتباط برقرار کردن با طراحان گرافیک کار سختی است. آنها اصطلاحات و نرم‌افزارهای خاص خودشان را دارند که ممکن است شما سر در نیاورید. برای همین مهم است که سوالات درستی بپرسید که به پیشرفت پروژه و رسیدن به یک نتیجهٔ رضایت‌بخش برای همه کمک کند.

۱. نگویید: «هنوز متن را تکمیل نکرده‌ایم، ولی می‌شود یک پیش‌طرح بزنی؟»

چرا؟ کارشناسان بازاریابی جملهٔ مشهوری دارند که «حکمران، محتوا است.» طراحی باید بر محور محتوا انجام شود نه برعکس. اینکه محتوا به بهترین شکلش ارائه شود بهتر است تا اینکه آن را در یک طرح موجود بچپانیم. جدا از اینکه برگشتن و اصلاح طرح برای تناسب با متن، هم برای طراح و هم شرکت شما وقت‌گیر است.

هنوز متن را تکمیل نکرده‌ایم، ولی می‌شود یک پیش‌طرح بزنی؟

۲. نگویید: «می‌شود لطفا یک کار فوری انجام دهی؟»

چرا؟ مطمئنید می‌خواهید فوری باشد؟ اصلا می‌دانید چه کارهایی دارد؟ طراح شما احتمالا با رغبت می‌پذیرد که یک کار اضافی در اینجا یا دستکاری کوچکی در آنجا انجام دهد، ولی ممنون خواهد شد اگر بپرسید که چقدر وقت خواهد لازم داشت. طراحان می‌توانند تخمین خوبی بزنند و زمان لازم را به شما بگویند.

می‌شود لطفا یک کار فوری انجام دهی؟

۳. نگویید: «می‌شود در فرمتی قرارش بدهی که بتوانیم ویرایش کنیم؟»

چرا؟ اگر فایل منبع قابل ویرایش را می‌خواهید پس احتمالا نرم‌افزار تخصصی طراحی هم لازم دارید و اگر خودتان دانش طراحی نداشته باشید این خطر هست که پروژهٔ عزیزتان را بدتر خراب کنید. اگر یک طرح حرفه‌ای لازم دارید که می‌خواهید مرتبا ویرایشش کنید بد نیست به گزینه‌ای مثل سرویس Canva فکر کنید.

می‌شود در فرمتی قرارش بدهی که بتوانیم ویرایش کنیم؟

۴. نگویید: «می‌شود چندین نسخهٔ متفاوت بزنی؟ وقتی نسخهٔ مناسب را ببینیم می‌فهمم چه می‌خواهم.»

  • چرا؟ فرض کنید دارید یک کت‌وشلوار یا لباس مجلسی دست‌دوز و گران می‌خرید. آیا به خیاط می‌گویید «می‌شود شش مدل مختلف برایم بدوزی؟ وقتی مدلی که دوست داشتم را ببینم، انتخاب می‌کنم و پول همان را می‌دهم.» البته که نه. اینکه طراحی گرافیک یک کار دیجیتالی است دلیل نمی‌شود که وقت و زحمت کمتری ببرد. بهتر است اول یک شرح درخواست با جزئیات – از جمله اطلاعات مخاطب هدف، تن یا نمای مورد نظر، بودجه و از این قبیل – تهیهٔ کنید تا طراح دقیقا بفهمد دنبال چه هستید.
  • می‌شود چندین نسخهٔ متقاوت بزنی؟ وقتی نسخهٔ مناسب را ببینیم می‌فهمم چه می‌خواهم.

چرا؟ بله، فتوشاپ و دیگر نرم‌افزارهای طراحی پیشرفته می‌توانند کارهای عجیبی انجام دهند. ولی نه هر کاری؛ گاهی از طراح کارهایی خواسته می‌شود که از نظر فنی ناممکن است.

و حتی اینکه می‌توانید کاری را انجام بدهید دلیل نمی‌شود که انجام بدهید. از طراحتان بخواهید که به شما بازخورد و نقد سازنده بدهد؛ او معمولا خوب می‌داند که چه چیزی برای طرح شما جواب می‌دهد یا نمی‌دهد.

می‌شود فتوشاپش کنی…؟

۵. نگویید: «می‌شود فتوشاپش کنی…؟»

۶. نگویید: «می‌شود فقط یک تغییر دیگر بدهم؟ قول می‌دهم آخری باشد.»

چرا؟ هم شما می‌دانید و هم طراحتان می‌داند که احتمالا باز هم تغییرات دیگری در کار خواهد بود. به هر حال تا همین حالا هم چندین دستکاری طلب کرده‌اید. پس صادق باشید و عذرخواهانه درخواستتان را اینطور بگویید: «واقعا ببخشید که مرتبا وقتت را می‌گیرم، ولی یک تغییر دیگر هم هست که می‌خواهم اعمال کنی.» طراح گرافیک هم مثل شما وقتش گرانبها است. پس دفعهٔ بعد اول چند مورد تغییرات درخواستی را یکجا جمع کنید و بعد به او اعلام کنید، و او هم قدردان شما خواهد شد.

می‌شود فقط یک تغییر دیگر بدهم؟ قول می‌دهم آخری باشد.

۷. نگویید: «می‌شود کاری کنی که دقیقا شبیه [کار یک طراح دیگر] شود؟»

چرا؟ جدا از مساله مالکیت حقوق اثر، مساله اخلاق هم در میان است. هیچ طراحی نباید با کپی کردن کار هنرمند دیگری راحت باشد، و شما هم نباید چنین انتظاری از کسی داشته باشید. سعی کنید نکته‌هایی که نظرتان را جلب کرده به طراح نشان بدهید و بگذارید با الهام از آنها کار خودش را بسازد.

می‌شود کاری کنی که دقیقا شبیه [کار یک طراح دیگر] شود؟

۸. نگویید: «می‌شود این عکسی که از اینترنت پیدا کردم را کار کنی؟»

چرا؟ کمک گرفتن از گوگل یا جستجوگرهای دیگر برای یافتن عکس گاهی مشکل‌ساز می‌شود. مثلا مشابه مورد قبلی ممکن است مشکل مالکیت معنوی پیش بیاید.

و به علاوه احتمالا این تصویر اصلا در طرح شما قشنگ نمی‌شود چون رزولوشن پایینی دارد.

می‌شود این عکسی که از اینترنت پیدا کردم را کار کنی؟

۹. نگویید: «آیا می‌شود این را تا فردا تمام کنی؟»

چرا؟ چون طراحی گرافیک یک فرایند آنی نیست که با چند کلیک موس تمام شود. هر پروژه‌ای فرایند و زمان خودش را می‌طلبد. در واقع بعضی طرح‌ها ممکن است یک روزه سر هم شود ولی بعضی دیگر خیلی خیلی بیشتر زمان می‌برد. اگر یک طراح گرافیک را می‌خواهید به کار بگیرید،

محدودیت‌های زمانی‌تان را به او اطلاع بدهید و یک تخمین واقع‌گرایانه از زمان انجام کار از او بخواهید.
آیا می‌شود این را تا فردا تمام کنی؟

۱۰. نگویید: «من کسی را می‌شناسم که با نصف این قیمت کار می‌کند. می‌شود نرخت را اصلاح کنی؟»

چرا؟ طراح گرافیک دستمزدش را برحسب نکات مختلفی تعیین می‌کند: محل، هزینهٔ زندگی، سبک، مهارت، تجربه، و خیلی چیزهای دیگر. هر طراحی مجموعه توانایی‌ها و قدرت‌های مختلفی برای ارائه دارد و هیچ فرمول مشخصی برای تعیین دستمزد مناسب و «عادلانه» وجود ندارد.

  • ولی در کل همانقدر آش می‌خورید که پول بدهید، پس باید ببینید کدام ویژگی‌های طراح برایتان مهم است (سرعت؟ کیفیت؟ اصالت؟ شهرت؟ شخصیت؟) و البته نمی‌گوییم دستمزد قابل مذاکره نیست، ولی اگر در اولین برخوردتان با طراح سعی کنید کارش را پایین بیاورید ـ یعنی قیمت کمتری پیشنهاد بدهید و همان کیفیت را بخواهید ـ تاثیر منفی و نامحترمانه‌ای در نظر طراح دارد.
  • من کسی را می‌شناسم که با نصف این قیمت کار می‌کند. می‌شود نرخت را اصلاح کنی؟

۱۱. [وسط پروژه] نگویید: «راستی این موارد مرتبط دیگر را هم علاوه بر طرح اولیه می‌خواهم. می‌شود انجامش دهی؟»

چرا؟ گسترش دادن پروژهٔ طراحی در وسط کار آن هم بعد از توافق بر سر موارد مشخص (مثل توافق روی یک پکیج لوگو، و بعد درخواست اضافی برای کارت ویزیت و سربرگ،) از دید طراح یکی از بدترین کارهایی است که می‌توانید انجام دهید – به‌خصوص اگر انتظار داشته باشید با همان دستمزد اولیه این کار را بکند.

  • در اینجاست که شرح درخواست (دوباره) به کار می‌آید. گنجاندن کل گسترهٔ پروژه در شرح درخواست کمک می‌کند که شما و طراح هماهنگ باشید و بتوانید وقت و بودجه‌تان را متناسب با هم برنامه‌ریزی کنید.
  • راستی این موارد مرتبط دیگر را هم علاوه بر طرح اولیه می‌خواهم. می‌شود انجامش دهی؟

۱۲. نگویید: «می‌توانی چشمگیرش کنی؟»

  • چرا؟ متاسفانه طراح بلد نیست ذهن شما را بخواند. در نتیجه وقتی که می‌خواهید روی طرحی راهنمایی یا بازخورد بدهید، سعی کنید تا جای ممکن واضح حرف بزنید. طراح شما منظورتان از توصیف‌های گنگی مثل «توی چشم باشد» یا «مدرن» یا «شیک» را نمی‌فهمد

مگر اینکه با شرح جزئیات یا نشان دادن مثال‌هایی شبیه چیزی که می‌خواهید دقیقا بگویید که منظورتان از این توصیف‌ها چیست و دنبال چه هستید.
می‌توانی چشمگیرش کنی؟

۱۳. نگویید: «می‌شود لوگو را خودت از سایت بگیری؟»

چرا؟ ذخیره یا گرفتنِ اسکرین‌شات لوگو از روی سایت شرکت، یا صفحه فیسبوک یا هر منبع آنلاین دیگری اساسا کیفیت به‌دردبخوری به‌دست نمی‌دهد، به ویژه برای پروژه‌های چاپی. لوگو باید رزولوشن خوبی داشته باشد تا در طرح واضح و تمیز نمایان شود؛ و رزولوشن لازم برای وب و چاپ با هم تفاوت دارد.

فرمت ایده‌آل برای تحویل لوگو، فایل وکتور است که می‌توان آن را به هر اندازهٔ کوچکتر یا بزرگتری رساند بدون آنکه در کیفیتش تغییری پیدا شود. فرمت‌های متداول فایل وکتور، AI (فایل منبع Adobe Illustrator) و EPS است. اگر خودتان نمی‌توانید، طراح اصلی لوگوی شما باید بتواند یک فایل مناسب برایتان فراهم کند.
می‌شود لوگو را خودت از سایت بگیری؟

۱۴. نگویید: «چطور است برگردیم به همان ایدهٔ اولیه‌ات؟»

چرا؟ طراح برای این طراح شده که توانایی هنری و فنی لازم برای انجام کارِ خوب را دارد. به جای اینکه نسخه‌های مختلفی از یک ایدهٔ طرح طلب کنید، گاهی بهتر است به طراح‌تان اعتماد کنید.

بعد از اینکه توضیح دادید چه لازم دارید، بگذارید طراح خودش بهترین طرحش را پیدا کند. بعد خوب و با دقت به طرح نگاه کنید – مثلا یکی-دو روزی رویش فکر کنید یا آن را به یک نفر دیگر که کمی با طراحی یا صنعت شما آشنایی دارد نشان بدهید

و مطمئن شوید تغییراتی که در نظرتان است واقعا لازم و قابل توضیح است. وقتی طرح اولیه دقیقا همان چیزی است که خواسته‌اید، بهتر است وقت طراح‌تان را با آزمایش‌های بی‌پایان هدر ندهید.
چطور است برگردیم به همان ایدهٔ اولیه‌ات؟

۱۵. نگویید: «من طراحی را برایت در مایکروسافت ورد/ پینت / پابلیشر شروع کردم، می‌توانی برایم تکمیلش کنی؟»

چرا؟ با آنکه برنامه‌هایی که از قبل روی کامپیوترتان نصب هستند کاملا برای کارهای عادی و روزمره مناسب‌اند، ولی برای پروژه‌های طراحی حرفه‌ای ساخته نشده‌اند. نه شما و نه طراح‌تان نمی‌توانید آن کیفیتی را که دنبالش هستید مثلا از یک برنامهٔ آفیس بیرون بکشید.

به همین خاطر است که طراحان از نرم‌افزارهای حرفه‌ای استفاده می‌کنند. بهتر است بگذارید از ابتدا تا انتها از ابزارهای خودشان استفاده کنند اینطوری از محصول نهایی هم خیلی راضی‌تر خواهید بود.
«من طراحی را برایت در مایکروسافت ورد/ پینت / پابلیشر شروع کردم، می‌توانی برایم تکمیلش کنی؟

۱۶. نگوید: «نمی‌توانم پولی پرداخت کنم، ولی حسابی شناخته می‌شوی. خوب است؟»

چرا؟ طراحان هم مثل هر کس دیگری مایل‌اند که دیده و شناخته شوند، ولی قبض و اجاره را با معروفیت نمی‌شود پرداخت. به ویژه طراحان آزاد، هیچکدام از مزایای کارمندی سنتی را ندارند – مالیات و بیمه‌شان را باید خودشان بدهند، تجهیزات و وسایل‌شان را خودشان بخرند، گاهی یک دفتر شخصی را بگردانند، و از این قبیل. همهٔ این‌ها خرج دارد (جدا از اینکه خود زندگی هم خرج دارد!)

و طراح موقعی که دستمزدش را تعیین می‌کند همهٔ این‌ها را باید در نظر بگیرد. پس کار رایگان برای مزایای غیرپولی معمولا پیشنهاد قابل قبولی نیست.
نمی‌توانم پولی پرداخت کنم، ولی حسابی شناخته می‌شوی. خوب است؟

۱۷. نگویید: «وقتی طرح را تمام کردی، هرچقدر بخواهیم اصلاح می‌کنیم، درست است؟»

چرا؟ خیلی از طراحان برای بازبینی محدودیت یا فرمول دستمزد اضافه تعیین می‌کنند چون پروژه ممکن است هیچ‌وقت تمام نشود – همیشه یک چیزی هست که اضافه شود یا دستکاری کوچکی انجام شود.

البته معقول است که چند دور بازبینی روی طرح داشته باشید؛ این عادی است، و بیشتر طراحان با رغبت با شما همکاری می‌کنند تا پروژه تا جای ممکن به «ایده‌آل» نزدیک شود… ولی در حد معقول. یادتان باشد که حتی بعضی تغییرات کوچک هم ممکن است وقت زیادی بگیرد، و هرچقدر تغییرات بیشتری درخواست کنید، زمان تحویل پروژه عقب‌تر می‌افتد.
وقتی طرح را تمام کردی، هرچقدر بخواهیم اصلاح می‌کنیم، درست است؟

۱۸. نگویید: «پروژهٔ [خاص و پیچیده‌ی] من چقدر خرج برمی‌دارد؟»

چرا؟ چون جوابش به آن سادگی که شما فکر می‌کنید هم نیست، و برای هر پروژه‌ای (و هر طراحی) فرق می‌کند. به قول دوستی، پرسیدن اینکه «یک پروژه طراحی چند می‌شود؟»

مثل این است که از یک املاکی بپرسی «خانه چند است؟» جوابش این است که بستگی دارد… به خیلی چیزها. به این خاطر که قیمت‌گذاری یک پروژه یک فرایند صفر و صدی نیست. بیشتر طراحان باید یک شرح مفصل از پروژهٔ شما داشته باشند تا بتوانند قیمتی بدهند. عوامل زیادی هست، از جمله اینکه کار چقدر پیچیده است، چقدر سریع آن را می‌خواهید، چه نوع قالب‌ها و فایل‌هایی می‌خواهید تحویل بگیرید، کجا و چطور قرار است چاپ و/یا منتشر شود، و خیلی چیزهای دیگر. وقتی به سراغ طراح می‌روید، قبل از اینکه نرخ بخواهید اول جزئیات پروژه را به او ارائه بدهید تا تخمینِ حساب‌شده‌تر و دقیق‌تری تحویل بگیرید.
پروژهٔ [خاص و پیچیده‌ی] من چقدر خرج برمی‌دارد؟

۱۹. نگویید: «هرموقع خواستم می‌شود ایمیل یا زنگ بزنم؟»

چرا؟ هیچکس – حتی آزادکارها یا شب‌کارها – تلفن و ایمیل‌شان را شبانه‌روزی جواب نمی‌دهند. طراح هم برای خودش برنامه دارد (حتی اگر در خانه با لباس راحتی کار کند) و اغلب هزمان با چند مشتری کار می‌کند.

قرار نیست هر لحظه که اراده کردید بتوانید طراح را گیر بیاورید، ولی قاعدتا در ساعات کاری‌اش جواب شما را خواهد داد. اگر نگران راحتیِ ارتباط هستید، حتما ساعت کاری‌اش را از او بپرسید (و مهم‌ترین پیام‌هایتان را به این زمان محدود کنید) و شیوه ارتباط مورد ترجیحش را هم بپرسید.
هرموقع خواستم می‌شود ایمیل یا زنگ بزنم؟

۲۰. نگویید: «متخصص تویی. نمی‌شود از جادوی خلاقیت خودت استفاده کنی؟»

چرا؟ خب… این حرف هم درست است و هم نیست. طراح، متخصص خلق طرح‌های زیبا و کاربردی از روی راهنمایی‌ها و معیارهای شما است (یا قرار است باشد).

ولی همانطور که در نکته‌های قبلی هم گفتم، اینکه پایه‌ای برای شروع کار وجود داشته باشد فرایند را خیلی راحت‌تر می‌کند: یک شرح جزئیات خلاق اگر داشته باشید که ایده‌آل است، اما حتی چیزی به سادگیِ معرفی چند نمونه طراحی که دوست دارید و ندارید هم خیلی کمک می‌کند. دوستی، مسئله را اینطور بیان کرد:

  • «جملهٔ ‘متخصص تویی، ریش و قیچی دست خودت’ اساسا می‌گوید که ما (به عنوان مشتری) از تو می‌خواهیم ذهن ما را بخوانی و چیزی به ما بدهی که حتی خودمان نمی‌دانیم که می‌خواهیم.
  • این فشار زیادی روی گرافیست می‌گذارد…
  • و مسئلهٔ بزرگتر، میزان آزادی است که به طراح داده می‌شود. این جمله به ما آزادی نامحدودی می‌دهد تا داستانی که کسی بهتر از شما نمی‌داند را به شکل دلخواه‌مان روایت کنیم. در واقع ممکن است ما پیکاسو تحویل بدهیم، ولی شما کمال‌‌الملک می‌خواسته‌اید.»
  • متخصص تویی. نمی‌شود از جادوی خلاقیت خودت استفاده کنی؟
  • جمع‌بندی

مشتری‌ای که کار با خودش را آسان می‌کند – یعنی واضح و مودبانه چیزی که می‌خواهد را می‌گوید و انتظارات را از پیش مشخص می‌کند و آمادهٔ همکاری است – معمولا بهترین نتیجه را از طراحش می‌گیرد.

و طراحانی که چنین خصوصیاتی داشته باشند هم مشتری‌های راضی‌تری خواهند داشت. بیشتر طراحان با رغبت حاضرند شما را در فرایند ناشناخته طراحی راهنمایی کنند

و به سوالاتتان پاسخ دهند، و هیچ چیز به این اندازه خوشحالشان نمی‌کند که بپرسید توصیهٔ خودشان چیست.

منبع

تبلیغات

5 احساس صعب الوصول در تبلیغات

5 احساس صعب الوصول در تبلیغات

مؤثرترین تبلیغات، آنهایی هستند که باعث تحریک احساسات مصرف کننده می شوند، اما دستیابی به این مهم برای برندهایی با محصولات معمولی و پیش پا افتاده کار راحتی نیست و همین موضوع به یک دغدغه مهم در تبلیغات تبدیل شده است.

یکی از دشوارترین ترفندهای تبلیغاتی این است که با مخاطبان خود در یک سطح عاطفی عمیق ارتباط برقرار کنید. این کار برای امثال صندوق جهانی طبیعت (WWF) و بنیاد کودکان جنگ (War Child) به اندازه کافی ساده به نظر می رسد، زیرا هدف آنها واضح است و چیزی که نشان می دهند واقعیت دارد. اما اشک ریختن مردم به خاطر یک تصویر یا پیام غم انگیز، نمی تواند به تأثیرگذاری بیشتر تبلیغات شما کمکی کند.

در حقیقت، اگر حرفه شما مسیر متفاوت و غیرجامع تری داشته باشد چه باید کرد؟ شما ممکن است در زمینه بازاریابی اسپری بینی، تجهیزات مکشی تمیز کردن خانه یا بیمه ماشین مشغول باشید، پس در این حالت، شما و بنگاه تان باید چه کاری انجام دهید؟

پیدا کردن هرگونه میانبر آشکارا در دنیای چند رسانه ای بیش از حد اشباع شده ما، حتی در دهه ۱۹۷۰ میلادی هم دشوار بود، اما در حال حاضر، سوای از تلویزیون، کانال های دیجیتالی و دستگاه های متعددی را برای انجام این کار در اختیار دارید. برای به حرکت درآوردن قطار تبلیغات، مطلوب ترین سوختی که برای مان باقی مانده، قطع درخت احساسات و به دست آوردن هیزم های عاطفی است و مواردی که در پایین می آید، صعب الوصول ترین عواطفی است که می توانیم برداشت کنیم.

خوشحالی

حیوانات در آگهی ها، همه جا آسیب پذیر و ترحم آمیز به تصویر کشیده می شوند. در طول کریسمس، همانگونه که انتظار داشتم (و لازم به توضیح نیست که همان هم اتفاق افتاد)، هنگامی که فیلم «جایی که عقاب ها جرأت پیدا می کنند (یا همان قلعه عقاب ها)» در تلویزیون پخش شد، چیزی را که تنها می توانم به یک «کشتی نوح» واقعی از موجودات دوست داشتنی پرفروش توصیف کنم، مشاهده کردم.

دلیل آنکه استفاده از حیوانات در تبلیغات بسیار شایع است، به اصطلاح cute aggression به معنی «میل خشونت آمیز» که توسط محققان دانشگاه ییل ایجاد شده، برمی گردد. cute aggression، یک احساس پرحرارت و خوشحال کننده است که هنگام مواجهه با یک چیز بسیار دلفریب که در مقابلش قادر به کنترل خود نیستید و نمی توانید از آن دل بکنید، در شما ظاهر می شود و واقعا هم همینطور است.

بهره برداری از این عشق ریشه دار ما به تمام موجودات بزرگ و کوچک، از مدت ها قبل (حتی در زمانی که کارتون تبلیغاتی Tony the Tiger پخش می شد) به یک جزء مهم در تبلیغات تبدیل شده است. آیا اخیرا سعی کرده اید تعداد حیوانات موجود در آگهی ها را بشمارید؟

میمون ها برای بیمه موتورسیکلت، خرس ها برای بیسکویت، نوشیدنی و دستمال توالت، گربه ها برای هر چیز نه چندان خوشایند – انسان ها به قدری به این گربه سانان خوگرفته و احساس رغبت دارند که نمی توانند هزینه های بازپخش این آگهی ها را نپردازند- یا قورباغه ها برای نوشیدنی های بدون الکل؛ این فهرست همینطور ادامه می یابد.

نوستالژی

معمولا این روزها، زودتر از تماشای برخی عاشقانه ها و احساسات پوچ و بی مفهومی که به وفور در تلویزیون های مان دیده می شود انگشتان پایم را می جوم! حقیقت این است که با توجه به نمونه های موفق، از آگهی شرکت Hovis -که در آن ویدئوی قدیمی، پسری دوچرخه اش را به بالای تپه هل می داد- گرفته تا آگهی «بچه های دهه ۹۰» شرکت مایکروسافت، ما در مجموع تمایل داریم با نگاهی رمانتیک به روزهای خوب گذشته، آنها را در ذهن مان مرور کنیم و گمان می کنم این کار از آخرالزمان مخوفی که در انتظارمان است، برایمان باارزش تر باشد.

پدرم با اینکه یکی از آنهایی است که به سختی به یک آگهی علاقه مند می شود، اغلب آگهی A Finger of Fudge از دهه ۱۹۸۰ را به یاد می آورد، اما بیشتر به این خاطر که یکی از بازیگران اصلی این آگهی، برای او برادرزاده اش را تداعی می کرد. اگر شما هم می خواهید بر چنین عمقی از هدف گذاری تمرکز کنید، بگذارید رک و پوست کنده بگویم که تنها مجبور به یک قالب شکلات هستید!

ترس

یکی از کمپین های مورد علاقه ام از سال گذشته، به کمپین تبلیغاتی برند اسکیت سازی استرالیایی Ozmosis که توسط بنگاه تبلیغاتی Ugly طراحی شده بود، برمی گردد.

این برند، با کمپین #PayWithPain، مشخصا ضمن به چالش کشاندن موج سواران و اسکیت بازان، دقیقا آن دسته از افراد جسوری را که احتمالا به محصولش نیاز داشتند مورد هدف قرار داد و با یک دستاویز بزرگ مبنی بر داشتن انگیزه ای متفاوت، بی پروایی و ضربان قلب (هیجان) بیشتر -که چنین ورزش هایی به آن شهره اند- اولین محصول خود در این بخش را عرضه کرد.

این برند، با به چالش کشاندن احساس ترس مشتری و نیز به خاطر آنکه کمپین تبلیغاتی اش کاملا مناسب و صحیح بود، توانست موقعیت خود را در قلب ورزش های ذکر شده تحکیم کند.

خشم

در عین حال که ممکن است بری اسکات، سفیر خیالی برند Cillit Bang (تولیدکننده اسپری تمیزکننده) به عنوان پرخاش جوترین تمیزکننده حمام در تاریخ شناخته شود، احتمالا می توان وی را به داشتن تعصب شدید نسبت به برند محبوبش متهم کرد. خشم، داستان متفاوتی دارد.

آگهی هایی که احساس خشم و آزردگی مخاطب را تحریک می کنند، در دو قالب متفاوت قرار می گیرند. مجریان و حتی مدافعان روش No win, no fee (هیچ بردی بدون هزینه نیست) شما را متقاعد می کنند که کار خاصی را مجددا از ابتدا انجام دهید و خود را به عنوان ناجیانی برای سروسامان دادن به آن کار و انجام اقدامات لازم به نمایندگی از طرف شما نشان می دهند.

نوع دیگر، تبلیغاتی هستند که بسیار آزاردهنده بوده و باعث می شوند دندان های تان را به هم بسایید، اما با اینکه به نوعی برخلاف اهداف فروش و برند عرضه می شوند، هنوز هم کاملا به یادماندنی هستند. من از اینکه حامل خبر بدی باشم، متنفرم، اما آیا شوخی تبلیغاتی شرکت Frosties (باید خوشمزه باشند! ) را به یاد دارید؟ بله؛ بد، گاهی اوقات خوب است!

عشق

عشق، بزرگ ترین و در عین حال متفاوت ترین احساسی است که با یک فیلم کوتاه ۳۰ ثانیه ای می توان تصرف کرد. تا هنگامی که واقعیت افزوده بتواند شاپرک های غیرواقعی را به زندگی دسته جمعی ما سرایت دهد و ما را وادار کند که مثل احمق ها رفتار کنیم، با انبوهی از لذت و شیرینی دروغین آگهی های مربوط به روز ولنتاین، نرم افزارهای دوستیابی، عطرها و هر آگهی ای که تاکنون ساخته شده، تنها خواهیم ماند.

ما راه درازی را برای رسیدن به عمیق ترین و صعب الوصول ترین احساسات قلبی مردم، از طریق درگاه های فروش فیلم های کوتاه ۳۰ ثانیه ای در پیش داریم، اما خوشبختانه پنج احساس اصلی و بیش از ۱۵۰ احساس فرعی وجود دارد؛ این حوض، بسیار عمیق بوده و اعماقش، همچنان در حال بیشتر شدن است.

• هری لانگ، مدیر ارشد بازاریابی سابق Pinnacle بوده و اخیرا Brand Architects، مرکز مشاوره و بهینه سازی برند و بازاریابی را راه اندازی کرده است.

منبع

mistakes-to-avoid-when-hiring-freelancers

7 روش برای به روز ماندن در گرایش‌های طراحی گرافیک

7 روش برای به روز ماندن در گرایش‌های طراحی گرافیک

طراحی گرافیک یک حرفۀ منحصر به فرد است؛ همه چیز وقتی پیچیده‌تر می‌شود که بخواهیم بهترین روش‌ها را برای تولید بهترین آثار برای مشتری پیدا کنیم اما همه چیز به سرعت در حال تغییر است

و به روز بودن در آخرین روش‌ها و گرایش‌های طراحی واقعا تبدیل به یک چالش بزرگ شده است،

چه هنگامی که یک طراح گرافیک جوان باشید و چه زمانی که طراحی باتجربه باشید. در این جا هفت استراتژی برای به روز ماندن در فرآیند طراحی گرافیک برای شما آماده کرده‌ایم که در ادامه می‌خوانیم:

• آموزش را به عنوان بخشی از زندگی خود در نظر بگیرید
برای اینکه بهترین طراح گرافیک ممکن باشید، به آموزش نیاز دارید. هنگامی که در حال کسب درآمد از مدارج علمی خود هستید و پس از آن، مانند یک دانشجو از فرصت‌های علمی با ارزشی که برای یادگیری به عنوان کارآموز یا حضور در کارگاه‌های آموزشی نصیبتان می‌شود استفاده کنید.

پس از اتمام تحصیلات تلاش برای یادگرفتن مهارت‌های جدید را نادیده نگیرید و به دنبال دوره‌های آموزشی طراحی گرافیک و سمینارها، کنفرانس‌ها و کارگاه‌های آموزشی برای طراحان گرافیک باشید.


• از مزایای رسانه استفاده کنید
امروزه طراحان گرافیک، ساعت‌های زیادی آنلاین هستند. با استفاده از وبلاگ‌های الهام‌بخش طراحی، دنبال کردن افراد فعال در رسانه‌های اجتماعی، مطالعات موردی، فایل‌های آموزشی و نمونه‌های کار، از آن زمان بهترین استفاده را بکنید. هنگامی که یک بلاگر عالی یا هنرمند قابل تحسین را پیدا کردید،

با او به صورت آنلاین ارتباط برقرار کنید تا از کارهای که انجام می‌دهد، تجربیات بیشتری کسب کنید.

• کتاب‌ها و مجلات مربوط به کارتان را فراموش نکنید
به دنبال یافتن کتاب‌ها و مقاله‌های جدید در کتابخانه‌ها و کتابفروشی‌های محلی باشید. این کار امکان دریافت اطلاعاتی عمیق‌تر را به شما می‌دهد و افق دیدتان را از مطالبی که گاه و بی‌گاه و موردی در فضای اینترنت پیدا می‌کنید گسترده‌تر می‌کند.


داشتن اشتراک در مجلات طراحی گرافیک نوعی سرمایه‌گذاری است که بیشترین الهام بخشی را برای شما در هنرهای ارتباطی، هنرهای دیجیتال، خلاقیت‌های فتوشاپ و چاپ را به همراه دارد

و با ارائۀ مثال‌هایی عالی به شما کمک می‌کند تا سوار بر ضربان هنر گرافیک رو به جلو حرکت کنید.

• تمرین
با تمرین کردن تکنیک‌های خود، توانایی‌هایتان را با ترکیب کردن با ایده‌ها و شیوه‌های جدید گسترش دهید. این کار به شما امکان می‌دهد خلاق بمانید، تکنیک‌های خود را بهبود ببخشید و خودتان را از شر ایده‌هایی که چندان خوب نیستند راحت کنید و مهمتر از همه اینکه به شما کمک می‌کند تا به سبک شخصی خود به عنوان یک طراح دست پیدا کنید.

• عضوی فعال در جامعه طراحان گرافیک آنلاین باشید
با استفاده از امکانات RSS (قابلیت های جستجو و دسترسی آسان در اینترنت) از جدیدترین شیوه‌های طراحی گرافیک جا نمانید.

اعلام نظر در بلاگ‌هایی با آثار با کیفیت، ارتباط داشتن با پروفایل‌های فضای مجازی و فعالیت در انجمن‌ها و رسانه‌های خبری طراحی را فراموش نکنید.

گالری‌هایی که آثار خلاقانه طراحی را به نمایش می‌گذارند مانند Behance، Delicious CSS و DeviantArt مکان‌هایی شگفت‌انگیز برای گذران زمان و ارتباط با دیگران هستند.

هنگامی که نظر خود را در انجمن‌های آنلاین بیان می‌کنید، بازخوردهای زیادی می‌گیرید که مواردی را برای بهبود بخشیدن به توانایی طراحی به شما آموزش می‌دهند.

• فضای امن و راحت خود را ترک کنید
برای یک انسان، تلاش برای ماندن در فضای راحت، امری طبیعی است اما به عنوان یک هنرمند و طراح، حرکتی کارگشا نیست. خودتان را در شرایط جدید قرار دهید

و با هنرمندان و طراحان گرافیک جدیدی ملاقات کنید. پروژه هایی که کار می‌کنید را محدود نکنید و افق‌های خود را گسترش دهید و مطمئن شوید تا آنجا که ممکن است یاد می‌گیرید.

• شبکه
کارکردن در شبکه بسیار مهم است و طراحی گرافیک هم تفاوتی با دیگر حرفه‌ها ندارد. در حقیقت فعال بودن در شبکه‌ها برای طراحان گرافیک از حرفه‌های دیگر مهم‌تر هم هست چرا که امکان یاد گرفتن تکنیک‌های جدید را به شما می‌آموزد و درکنار آن شما را در معرض آخرین و ساده‌ترین روش‌ها قرار می‌دهد.

از حضور در رویدادهای طراحی گرافیک، الهام بگیرید و با افراد جدید به صورت آنلاین و یا حضوری ارتباط بگیرید. رویدادهایی فوق‌العاده را تجربه کنید و از افراد با تجربه‌تر بیاموزید.

نتیجه
گرایش‌هایی از طراحی گرافیک که در حال حاضر پرطرفدارترین‌ها هستند، ریشه در گرایش‌های گذشته دارند و بر طراحی گرافیک در آینده تاثیرگذار خواهند بود.

این دلیلی است که به روز ماندن در طراحی گرافیک به شما امکان انجام کارهایی عالی را برای مشتری فراهم می‌کند و در کنار آن به شما امکان می‌دهد تا توانایی‌های خود را به عنوان یک طراح گرافیک بهبود ببخشید و گرایش‌ها و روش‌های طراحی گرافیک در آینده را پیش‌بینی کنید.

این هفت استراتژی را به کار گیرید تا در تجربیات روزانۀ خودتان به عنوان یک طراح گرافیک به روز بمانید و توانایی انجام بهترین کارهایی که می‌توانید را برای امروز و فردا به دست آورید.

منبع

ترجمه : پیمان غفاری

NeSpoon3 (1)

تلفیق هنرخیابانی با هنر گلدوزی

تلفیق هنرخیابانی با هنر گلدوزی

هنرمند خیابانی لهستانی با نام  NeSpoon  به طراحی و اجراهای غول پیکر با الهام از هنر گلدوزی شهرت دارد. او با استفاده از موتیف ها و تکنیک های نساجی و گلدوزی، طرح هایی در ابعاد خیلی بزرگ ایجاد می کند و می کوشد فضایی خلاقانه و رازآلود در برابر دیدگان به وجود آورد. خلاقیت های اخیر او توسط کار بریجیته لوفورور و ترسی لو مین، کارگردان فرانسوی، الهام گرفته شده است.

در این پست بخشی از آثار او را با هم می بینیم:

منبع

design2

دیزاین یا طراحی؟ مسئله این است

دیزاین یا طراحی؟ مسئله این است

سالهاست که بر لزوم استفاده از “طراحی گرافیک” در بسترهای مختلف تأکید می شود. حال پرسش اینجاست که آیا این عبارت می تواند برابر نهاد درستی از نسخۀ مرجع خود “گرافیک دیزاین” باشد؟ از آنجا که گرافیک بی هیچ تغییری وارد دایرۀ لغاتی ما شده، بدیهی است برای نیل به این موضوع بر واژۀ دوم این عبارت تمرکز شود. با این اوصاف “طراحی” برگردان درستی از “دیزاین” است یا خیر؟ نوشتار حاضر که تحقیقی است از آرمان خرمک سعی دارد با بررسی ریشه شناختی دو واژۀ “طراحی” و “دیزاین” و تبیین مجدد Graphic Design، پاسخگوی موضوع مطرح شده باشد.

مقدمه
تقریبا در اواسط دهۀ چهل بود که لفظ گرافیک مصطلح شد. متصدیان امور تابلوهای تبلیغاتی، پوستر، جلد کتاب و … که تا آن زمان نقاش تجاری به حساب می آمدند، واژۀ گرافیست را برای خود برگزیدند و با این نام شناخته شدند. این روند تا بعد از انقلاب و حدودا تا اوایل دهۀ ۷۰ ادامه داشت تا اینکه کم کم از جانب اعضای قدیمی انجمن صنفی طراحان و پیشکسوتان قلمروی تئوری گرافیک، موضوع مورد مناقشۀ “طراح گرافیک به جای گرافیست” مطرح شد. اینکه می بایست لفظ گرافیست را مردود دانست یا نه با وجود شاخه هایی چون “گرافیک آرت(۱) ” و “نویسندگی این حوزه” خود موضوعی است که نگارنده قصد ندارد به دلیل تمرکز بر موضوع مقاله، مدخلی بر آن داشته باشد.

در فارسی Design معادل طراحی ترجمه شده که مترادف واژۀ انگلیسی Draw یا عمل آن Drawing است. نگارنده لازم می داند تا تعاریف این دو را در فرهنگ های لغت مختلف واکاوی کند، ضمن اینکه بررسی ریشه شناختی این دو واژه، تشریحات مکملی در فرآیند شفاف سازی ارائه خواهد کرد.

Draw در “فرهنگ لغت آکسفورد(۲)”، “لانگمن(۳)”، “فرهنگ دانشگاهی انگلیسی – فارسی” دکتر عباس آریان پور و ” دایرۀ المعارف هنر” روئین پاکباز معادل واژگانی چون تصویر کردن، طراحی کردن، بازنمودن، کشیدن با مداد یا خودکار آمده و Design در جایگاه اسم واژگانی چون طرح، نمودار، شکل، نقشه، طرح کلی یا نقشه اصلی، نمودار، زمینه، عمد، ساخت، گرده، الگو، مقصود و خیال معادل خود می بیند و در مقام فعل به معنای ابداع کردن، طراحی کردن، طرح کشیدن، برنامه ریختن، نقشۀ حساب شده و نو کشیدن است. حال برای نیل به تعریفی عمیق تر، این دو واژه را در فرهنگ ریشه شناسی “چمبرز (۴)” بررسی می کنیم.

واژۀ Draw در ابتدا به شکل نوشتاری امروزی و به معنایی که کاربرد دارد نبوده است، پیش از سال ۹۰۰ میلادی این واژه در انگلیسی قدیم Dragan نگارش می شده به معنی حمل کردن، تحمل کردن که نشأت گرفته از زبان ساکسون قدیم است. بعدها بر حسب تغییرات آوایی حرف “g” جای خود را به “w” داده و احتمالا قبل از ۱۲۰۰ م. واژۀ Drawen نه تنها در صورت بلکه در معنا (یعنی کشیدن، به زور کشیدن) تغییراتی به خود دیده است. شواهد موجود نشان می دهد که ساختار معنایی Draw در زبان لاتین به همین گونه بوده ولی ارتباط ریشه شناختی بین نمونۀ لاتین و انگلیسی قدیم در باب این واژه وجود ندارد.

بعدها و در حدود ۱۲۰۰ م.Draw شکل معنایی و ظاهری شبیه به امروز را به خود گرفت و به معنای ترسیم کردن با مداد یا خودنویس در انگلیسی میانه به کار رفت؛ ولی این فرآیند برای فعل این واژه یعنی Drawing کمی متفاوت است. احتمالا قبل از ۱۳۰۰ میلادی این واژه برای شمشیر کشیدن به کار می رفته که بعدها طبق آن چیزی که در سال ۱۴۶۷ مشاهده شد، برای نخستین بار معنای امروزی خود را یعنی “تصویری را کشیدن” پیدا کرده است. اما تاریخ واژۀ Design مختصرتر از معادل معنایی خود در فارسی است. این واژه قبل از سال ۱۳۹۸ م. به شکل Designen و به معنی دلالت کردن،

ترسیم کردن و متمایز کردن ظاهر شده یعنی در تاریخی که اروپا عصر رنسانس را آغاز کرده است. در سال ۱۵۸۸ در “درد بیهودۀ عشق(۵)” شکسپیر، واژۀ Design علاوه بر معانی مزبور معادل با نقشه و برنامه به کار رفته است. و اما جالب اینجاست که فاعل Design یعنی Designer در سال ۱۶۴۹ به معنای توطئه گر و دسیسه کار ظاهر شده که بعدها به سال ۱۶۶۲ به کسی اطلاق می شده که حرفۀ او خلق طرح هنری بوده است.

تشریحات صورت گرفته ما را در تمیز دادنDesign از Draw یاری می کند. همانطور که ملاحظه کردیدDraw از بدو پیدایش خود عملی فیزیکی محسوب می شده که حتی با تغییراتی که به مرور زمان در معنای روبنایی به خود دیده در بطن همان فرآیندی است که شکل گیری آن را موجب شده در صورتی که Design از بدو پیدایش همیشه آبستن ماهیت نقشه و “طرح کلی بودگی” بوده است.

اما آیا این دو واژه از هم جدا هستند؟ اجازه دهید برای روشن تر شدن موضوع، توضیح زبان شناختی فرزان سجودی به نقل از هوسرل را مطرح کنیم. “هوسرل در کاوشش برای یافتن زبان حقیقی، “گفتار رودرو” را نیز در جایگاهی ثانویه قرار می دهد و می گوید که “بیان” در شکل ناب خود فقط کاربرد درون ذهنی دارد یعنی در تک گویی درونی تجلی می یابد. تک گویی درونی (حضور مطلق) از دید او جایگاهی متعالی می یابد،

زیرا روح آن چه می خواهد بگوید دیگر با پوشش مادی (و در نتیجه تأخیر آفرین، غیاب آفرین) یک آوای بیرونی مخدوش و محدود نمی شود. بنابراین هوسرل صدای گفتار و دریافت آن را درست رودر روی هم قرار می دهد اما سجودی از دید خود اضافه می کند؛ صدای درونی بعد زمانی دارد اما بعد مکانی ندارد و بدون وجود همین کلمات، بدون وجود دال ها، نمی توان پی برد که دیگری نیز چیزی در ذهن دارد.” (فرزان سجودی، ۱۳۹۰: ۱۲۳)

حال می خواهیم دو جابه جایی در گفتۀ هوسرل صورت دهیم؛ یعنی واژۀ Design به جای “بیان در شکل درون ذهنی” و دیگری Draw به جای “گفتار” با این تفاوت که نگارنده قصد ندارد این دو را همچون او رودروی هم قرار دهد بلکه سعی بر این است تا ارتباط این دو را همچون گفتۀ سجودی به طور سلسله مراتبی بیان کند. توضیح فرشید مثقالی در این باب هم یاری رسان خواهد بود. به ظن او “Design” بیشتر به معنای ساختار و یا ساختمان دادن است، یعنی به مجموعه ای برای هدفی معین، ساختاری داده شود. هنگامی که مواد خاصی را برای رسیدن به هدف معین در نظر بگیریم، به فکری که آن مواد را در جهت رسیدن به هدف مذکور تنظیم کند عمل Design اطلاق می شود و به عمل پیاده کردن آن فکر روی کاغذ، طراحی می گویند. طرح کشیدن، مرحلۀ بعد از فرآیند “Design” است. (فرشید مثقالی، ۱۳۸۹: ۱۹)
البته تفاوت این دو واژه تنها به این توضیحات خلاصه نمی شود. Drawing در بطن خود عملی است که به روحیات شخصی خالق بستگی دارد، به همین جهت در آثار نقاشان با کیفیات متفاوتی از طراحی مواجهیم در صورتی که Design کیفیتی عمومی دارد، یعنی چون در شکل گیری آن از ماده خبری نیست لحن منحصر به فردی ندارد. بنابرابن در فرآیند بازنمایی یک Design، از Drawing که کیفیت فردی دارد استفاده می شود. برای مثال تصویرسازی های میلتون گلیزر(۶)(تصویر ۱) و یا کالیگرافی ها در آثار قباد شیوا (تصویر ۲) به دلیل ذات Drawing کیفیتی منحصر به فرد دارد که در ابتدای شکل گیری خود نیاز به Design داشته اند. با تشریحات صورت گرفته از این پس می بایست برای Design از لفظ دیزاین و برایDrawing از لفظ طراحی استفاده کرد.

نتیجه گیری
بنا به تعریف صورت گرفته در ویکی پدیای انگلیسی، Graphic Design این تعریف را به خود می بیند: فرآیند ارتباط تصویری که با استفاده از تایپوگرافی، فضا، عکس و رنگ به حل مسئله می پردازد. با توجه به تعریف مذکور، این رشته بنا دارد مفهوم یا پیامی را بر پایۀ یک روند هدفمند انتقال دهد. حال که صحت استفاده از دیزاین به جای طراحی بر ما روشن شد ضروری است که گرافیک دیزاین را جایگزین طراحی گرافیک کنیم. هرچند که پیشنهاد ارائه شده ردپایی از زبان فارسی به خود نمی بیند، ولی تا زمانی که راه حل مناسب تری برای آن در نظر گرفته نشود، نباید معادلی بکار برد که از ماهیت کلمه به دور است. شناخت از خط مش هر حرفه ای به شناخت از ماهیت عنوان اختصاص یافته به آن برمی گردد. بنابراین خطا در تمیز دادن بین دیزاین و طراحی که به ظاهر جزئی می رسد ما را به راهی جز آنچه که با ذات گرافیک دیزاین همسو است هدایت می کند.

پی نوشت
• Graphic Art
• Oxford
• Longman
• Chambers
• Love’s Labour’s Lost
• Milton Glaser

منابع فارسی
• سجودی، فرزان/ ۱۳۹۰/ نشانه شناسی کاربردی؛ (مجموعه نشانه شناسی و زبان شناسی -۱)/ / ویرایش دوم/ تهران/ نشر علم
• مثقالی، فرشید/ ۱۳۸۹/ مقدمه ای بر گرافیک دیزاین/ نشر نظر/ چاپ اول
• نصری، امین/ ۱۳۹۳/ تفسیر و ضدتفسیر/ جستارهایی در فلسفۀ هنر معاصر/ مقالۀ تثلیث جسم، تصویر و رسانه/ پژوهشکدۀ هنر/ چاپ اول
• حرفۀ هنرمند/ گرافیک دیزاین/ ویژۀ بهار ۷۶/ شمارۀ ۱۹/ دیزاین و آموزش؛ در گفتگو با: ابراهیم حقیقی، مصطفی اسداللهی، مصطفی اوجی و امراله فرهادی/ چاپ دوم
منابع غیر فارسی
• Oxford/ Dictionary of Synonyms and Antonyms/ Second Edition
• Chambers/ Dictionary of Etymology
• Longman Language Activator
• Klein’s Comprehensive Etymological Dictionary of the English Language
• https://en.wikipedia.org/wiki/Graphic_design

تصاویر
تصویر ۱:
Glaser, Milton/ 1975/ Temple University Music Festival
تصویر ۲:
شیوا، قباد/ ۱۳۵۱/ فیلم در ششمین جشن هنر شیراز

منبع

panto2 20204

رنگ سال 2020 توسط کمپانی پنتون مشخص شد

رنگ سال 2020 توسط کمپانی پنتون مشخص شد

پنتون مانند هر سال امسال هم رنگ مورد نظر خود را به عنوان رنگ سال ۲۰۲۰ معرفی کرد. کمپانی Pantone چهارشنبه یعنی شب گذشته رنگ سال ۲۰۲۰ را آبی کلاسیک اعلام کرد که این رنگ سایه‌ای از آسمان غروب را به یادمان می‌آورد.

رنگ سال 2020

رنگ سال ۲۰۲۰ – آبی کلاسیک
لوری پرسمان، معاون موسسه رنگ پنتون که رنگ سال ۲۰۲۰ را انتخاب کرد، گفت: “این رنگی است که پیش‌بینی می‌کند چه اتفاقی در آینده رخ خواهد داد. این آبی اطمینان بخش، پر از آرامش و اعتماد به نفس است و به راحتی می‌توان با آن ارتباط برقرار کرد.”

رنگ سال 2020رنگ آبی کلاسیک یا به قولی رنگ آبی عمیق بسیار زیبا بوده و می‌تواند ترکیبی از آن را در دنیای اطراف دید. بارزترین این رنگ در عمق آسمان در هنگام غروب یا حتی در آسمان شب دیده می‌شود.
رنگ سال 2020ما در دورانی زندگی می‌کنیم که به اعتماد، ایمان و اعتماد به نفس نیاز داریم و همه‌ی این‌ها را از این رنگ سال ۲۰۲۰ بدست خواهیم آورد. انتخاب این رنگ کلاسیک به معنای بازگشت به گذشته در این هرج و مرج جهانی نیست بلکه به معنای تفسیر مجدد و معنا دادن دوباره به این رنگ است.
رنگ سال 2020رنگ آبی برای همه‌ی افراد اعم از زن و مرد، پیر و جوان و حتی کودکان مناسب خواهد بود و با ترکیبی از نیلی بهترین‌ها را به ارمغان خواهد آورد.

رنگ سال 2020البته چندی پیش برخی سایت‌ها حدس و گمان‌هایی در این زمینه زدند و اعلام کردند که احتمالا رنگ سال سفید مرجانی خواهد بود که اشتباها برخی سایت‌های داخلی آبی یا سفید مرجانی (مرجانی مرده) را به عنوان رنگ سال اعلام کردند اما در واقع رنگ سال آبی کلاسیک است که بسیار زیبا و هیجان انگیز بوده است. البته این ایده از آنجا نشات گرفته که سال گذشته رنگ سال ۲۰۱۹ مرجانی زنده بود و احتمال دادند که شاید امسال رنگ سال به مرجانی مرده تبدیل شود.

منبع